تبليغاتX
lovestone

lovestone

سلام من محسن فرزند بابام ومامانم متولد شده دربرادرزاده قزوین(قمشه)شهری خوشگل ودوست داشتنی ام. من دانشجوی فیزیک دانشگاه کاشان ام.البته قراربود فیزیک هسته ای بخونم ولی تا حالاخداییش هر چی خوندم فیزیک هالیدی بوده حالا بعدش را نمیدونم. من این وبلاگ را درست کردم چون بچه کنجکاویم(البته تو برخی موارد). می خواستم وبلاگ درست کردن را تجربه کرده باشم . امیددارم از وبلاگم خوشتون بیاد البته بعضی از این نوشته ها راازوبلاگ های دیگه اوردم چون به نظرم قشنگ می اومد.خواهشن نظراتتون را درمورد این وبلاگ در فرم نظرخواهی که اخرصفحه است وارد کنید.این رابدونید که من با این نوشته هام دنبال چیز خاصی نمی گردم وفقط جهت خنده اینا را نوشتم. اگه تونوشته هام به کسی یا کسانی توهین می شه من بیشابیش ازش معذرت می خوام. شاید شما می خواهید بدونید چرا اسم وبلاگم را گذاشتم سنگ عشق ؟سنگ عشق يا « كوارتز سرخ » يكي  از سنگ هاي چند منظوره شفابخشه که می تونه زخمهاي يك قلب شكسته راخوب کنه. یه روز زمين عاشق شد و آتشفشان كرد و هزار تا سنگ آتشي به هوا رفت. خدا يكي از آن هزار تاسنگ آتیشي را به من داد تا تو سينه‌ام قراربدم واون قلبم باشه. حالا هر وقت كه روحم يخ مي‌كنه، سنگ آتشيم سرد مي‌شه و تنها سنگیش باقي مي‌مونه و هر وقت كه عاشقم، سنگ آتشيم گُر مي‌گيره و فقط اتیشش می مونه.<< مرا ببخش كه روزي سنگم و روزي آتش>>.!!!!!!!!! اره دلیلش اصلا ربطی به موارد بالا نداشت این اسم را انتخاب کردم چون ازش خوشم میادوشاید نوشته هام هم اصلا ربطی به این اسم نداشته باشه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 7:18  توسط محسن  | 

شخصی

اول از همه٬ با آرزوی ۱۲ ماه شادی٬۵۲ هفته خنده٬ ۳۶۵ روز سلامتی۸۷۶۰٬ساعت برکت۵۲۵۶۰۰٬دقیقه دوستی۳۱۰۵۰۰۰ثانیه عشق سال نو را به تو و خانواده ات تبریک می گم. امسال وقتی که سال تحویل شد من از خدا بزرگترین عیدی را خواستم٬از خدا خواستم که تو را به من بده...چیزی که هیچ وقت نداشتم و هر کاری کردم نتونستم بدستش بیارم کاش می شد قـلب ها آباد بود٬کینه وغـم ها به دسـت باد بود٬کاش می شد دل فراموشی نداشت٬نـم نـم بـاران هم آغـوشی نـداشـــت٬ کـاش مـی شـد کـاش هـای زنـدگـــــی گـــم بشند پـشـــــت نـقـاب بـنـدگـــــــی... باز هم امیدوارم که سال خوبی داشته باشی و بدون که امسال هم منتظر جوابت هستم(البته جواب اره) پس هر وقت که خواستی جوابمو بده.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 7:17  توسط محسن  | 

نصیحت

تو زندگیت سه تا کار را بکن

 1.هرگز عاشق نشو

 2.اگه عاشق شدی واسه عشقت بمیر

3.اگه مردی خاک بر سرت بریز که این قدر بی جنبه ای

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 20:6  توسط محسن  | 

حرف های عشقولانه

یکی می دونه دو ستش داری یکی هم نمی دونه...بیچاره اونی که فکر می کنه دوستش داری ولی دوستش نداری

 

بدترین شکل دلتنگی برای کسی اینه که در کنار او باشی و بدانی هرگز به اون نمی رسی

                                                                                                                                                            بدترين درد اين نيست كه عشقت بميره بدترين درد اين نيست كه عشقت بهت نارو بزنه بدترین درد اين نيست كه به اوني كه دوستش داری نرسی بدترین درد اینه که یکی را دوست داشته باشی و اون ندونه 

                                                                                                               

تو ممکنه تو تمام دنیا یک نفر باشی ولی برای من یک دنیایی برای همین ولت نمی کنم

                                                                   عشق يعني فوتبال... اگه يه نفر وارد عشق دو نفر بشه، آفسايد ميشه. اگه يه نفر به ديگري توهين كنه، خطا ميشه، كارت زرد ميگيره! اگه يه نفر به ديگري خيانت كنه، كارت قرمز ميگيره، بايد از بازي بره بيرون!!! دو نيمه هم داره: يك نيمه پسره، يك نيمه دختره

            عشق نه می بخشد و نه می گیرد بلکه عشق یک اشتراک است

دَه شاخه گل برات میفرستم،نُه تا طبیعی و یه دونه مصنوعی. یک کارت بهش می زنم که روش نوشتم : تا وقتی  آخرین گل پژمرده بشه دوست دارم

عشق این است...

عشق پرده ای زرین است که از ان می توان به برهوت زندگی نگریست و دریچه ای رو به خوشبختی دید. عشق عینکی است که از و رای ان زندگی زیبا ست و معشوق زیبا ترین عشق رویایی است شیرین که بین عاشق و معشوق دیده می شود. اری عشق دریایی است که غریق در ان به زندگی دست می یابدودران جز پری ماهی زندگی نمی کند

نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم... چون دنيا يه روز تموم ميشه... نميخوام بگم که مثل گلي... چون گل هم يه روز پژمرده ميشه... نميخوام بگم که سياهي چشمات مثل شبهاي پر ستاره س... چون شب هم بالاخره تموم ميشه... نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالي... چون اب که هميشه پاک نمي مونه... نميخوام بگم که دوستت دارم... چون منکه اصلا دوستت ندارم...                    بلکه من عاشقتم...

دلی که سنگیست چه داندکه درستی کدام است همدردی را نخوانده وفا را ندانسته

و می کند افتخار بر سنگی بودن خود.

دوستی از عشق برسید فرق من و تو چیست؟عشق گفت: دوستی با سلام اغاز می شوداما عشق با نگاه ودوستی با دروغ به بایان می رسد و عشق با مرگ.

 

عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست.... عشق انستکه یکی برای دیگری چتری شود و او هیچ وقت نداند که چرا خیس نشد ......

 

حتی اگر قلبم شکسته شود وزیر نگاه سنگین تو له شود.....

مطمعن باش تکه تکه های ان را با چسب امید به هم وصل کرده تو را در ان برای همیشه حفظ خواهم کرد.

اری...گاهی اوقات عاشق می شویم و طوری عشق می ورزیم که گو یا معشوق پاره ای از تنمان شده و هر لحظه او را به خود نزدیکتر می بینیم به طوری که همه ی اینده خود را در وجود او خلاصه کردیم و حتی گا هی اوقات زندگی بدون او را بد تر از جهنم می بینیم و گاهی او قات دلمان برایش تنگ می شود که می خواهیم او را از رویا هایمان بیرون کشیده و در دنیای واقعی در اغوش بگیریم.

20باردیدمت19 بار خندیدم18 بار بهم اخم کردی،17 بار از  دستم خسته شدی،16 بار دیگه جون کندم و 15 تا جمله عاشقونه رو 14 باربه 13 زبونو12 لهجه تو 11 روز و  روزی 10 باربه کمک 9 نفر گفتم،اما تو8 بار قهر کردی،7 باررو برگردوندی،6 بار برات مردم ،5 بار قربونت رفتم،4 بار  نازتو کشیدم 3 بار ناز کردی،2 بار خندیدی و جونم رو به لبم رسوندی تا 1 بار بگی دوستت دارم

ای دخترتو با این ژست زیبا        عجب جا کرده ای اندر دل ما

فریبایی چو گلهای شقایق             نبینم غمت را که می کنم دق

چنان خنده های زیبایت می برد دل    که انسان زندگی را می کند ول

کمان ابروی من کردی شکارم      زهرسوبسته ای راه فرارم

فرو کردی به قلبم تیر مژگان        که چیکه چیکه خون می ریزد از ان

نگاهت می برد عقل ودل وهوش    به بشتت شیر غران می شود موش

نه تنها حسن تو در چشم و ابروست    تمام هیکلت یکدست نیکوست

چون خوش در قلب این یار چبیدی    گرفتی تخت انجا ارمیدی

                          همان جا باش من حرفی ندارم

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 20:5  توسط محسن  | 

حرفهای دورهمی

دنيا ديگه مثل تو نداره.نداره نه مي تونه بياره.............اخه نسل دايناسورها منقرض شده

 

تا اومديم درس بخونيم شاگرد اول شيم         گفتن:نمره 20 كلاسو نمي خوام

تا اومديم موهامون بلند كنيم و جلو بقيه پز بديم   گفتن:موهاي خيلي پريشون نمي خوام

تا اومديم يواشكي با يكي قرار بزاريم.اون هم براي اولين بار!  گفتن:عشق مخفي عشق پنهون نمي خوام

تا اومديم از تنهايي در بيايم و بريم مهموني    گفتن:اره تنهام ولي مهمون نمي خوام

با تو هرگز بی تو عمریییییییییییییییی

اگه تمام دنیا را بگردی تنها یک قلب که برات می تپه اون هم قلب خودت

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 20:4  توسط محسن  | 

شوور کردن کبوترا

تابستون هر سال فصل جفت گیری کبوترهاست. یک کبوترماده می شینه رو یه شاخه. بقیه کبوترها شروع می کنن به بق بقو کردن. لازم نیست حتما یکی خوش صدا تر باشه. یعنی می دونین، بستگی به اون کبوتر ماده داره. بعضی ها اصولا از صدای خش دار خوششون میاد. بعضی ها مهمه که طرف خوش صدا باشه. بعضی ها براشون تیپ طرف هم مهمه. یعنی مثلا بالش کج نباشه یا پرهاش سیاه نشده باشه. خلاصه همه کبوترهای نر خودشونو نشون می دن تا کبوتر خانوم یکی رو بپسنده. بعد کبوتر خانوم یارش رو پیدا می کنه و بقیه باید برن تمرین کنن تا برای یه کبوتر دیگه آواز بخونن............. عجب بدبختی ایه ها.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 20:2  توسط محسن  | 

یادداشت شب

دیشب اخرای شب بعد از 4 ساعت اینترنت حروم کردن گفتم بزار یکم درس بخونم حالا از شانسمون اولین کتابی که به چشمم اومد  مبانی کامبیوتر بود خوب به هر حا ل گزینه های دیگه ای هم مطرح بود فیزیک بخونم یا ریاضی یا همون کامبیوترا یا اصلا برم بخوابم خلاصه دیدم خیلی وقته درس نخوندم بس خواب تعطیل. ساده ترین گزینه یعنی م کامبیوتر را سلکت کردم و درزیدم توش(فعل درزیدن جزئ افعالی که معانی زیادی میده)اره عامو یه چند صفحه ای خوندم یهو یه فکر عجیبی مثل خوره افتاد به جونم که این  کامپیوترا دخترند یا پسر؟ خلاصه بعد از کلی شاخ بازی و به خودم فشار اوردن به نتیجه رسیدم (..........عامو). بزارید این لفظم براتون بیام با 4 دليل به راحتي ميتونم ثابت كنم كامپيوترها دخترن:

1.فقط خالقشون از منطقشون سر در مياره!

2.فقط خودشون زبون خودشون رو مي فهمن!

3.اگه يه كسي پا بندشون بشه بايد هرچي پول داره براشون لوازم جانبي بخره!

4.اگه يكم صبر مي كردي يكي بهترش گيرت مي اومد!

خدائيش اگه دروغ ميگم بگو دروغ ميگي

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 20:1  توسط محسن  | 

خوانندگان تیم ملی

دو خواننده ی ایرانی مقیم اروپا،به خیال خودشون خواننده مخصوص تیم ملی ایران در جام جهانی شدند. به گزارش بروبچ اون ور اب، آرش و دی جی الی گاتوری دو خواننده ی ایرانی در اروپا، در گفت و گو با شبکه 3، اعلام کردند که به عنوان خواننده ی مخصوص تیم ملی ایران در جام جهانی انتخاب شدند. حالا از جانب کی من نمی دونم. براساس قانون فیفاو فیلاواسباو الاغا، هر کشوری می تونه یک خواننده برای تیم ملی کشور ش به جام جهانی بفرسته.حالا این جام جهانی چیه و کجاست من نمی دونم(نکنه شبکه جام جم می گه؟)در همین حال، غلامحسين‌ زمان‌آبادى‌ سخنگوى‌ فدراسيون‌ فوتبال‌ به‌ خبرورزشى‌ گفت: تيم‌ملى‌ با تلاش‌ بازيکنان‌وبرانکوایوانکویچ و خون‌دل‌ خوردن‌هاى‌ مردم‌ به‌ جام‌جهانى‌ راه‌ يافته‌ بر همين‌ اساس‌ اگر قرار بر تهيه‌ آهنگ‌ باشه بايد افرادى‌ انتخاب‌ شوند که‌ کاملاً‌ تأييد شده‌ باشند و مديران‌ ذيصلاح‌ هم‌ آنها را تأييد کنند به‌ همين‌ خاطر صبح‌ امروز (دوشنبه) آقاى‌ دادکان‌ به‌ صورت‌ رسمى‌ از اعضاى‌ کميته‌ فرهنگى‌ فدراسيون‌ درخواست‌ کرد تا به‌ اين‌ موضوع‌ رسيدگى‌ کنند و اجازه‌ ندهند شخصيت‌ فوتبال‌ ايران‌ با چنين‌ اقداماتى‌ نامناسب‌ به‌ بازى‌ گرفته‌ شود.اوهمچنین گفت:ما خوانندهای خوبی مثل ابی وداریوش داریم چرا این دو تا بچه انتخاب بشوند حتی برای اینکه به همه ثابت کنیم در کشور ما ازادی هست از شکیلاوهلن دعوت کردیم به خوانندگان تیم ملی بپیوندندحتی اون هایده خدا بیامرزاگه زنده بود مطمنادعوت می شد. زمان‌آبادى‌ ادامه‌ داد: مطمئن‌ باشيد فدراسيون‌ با اين‌ حرکت‌ برخوردى‌ قاطع‌ خواهد کرد اما فعلاً‌ ترجيح‌ مى‌دهيم‌ تا زمان‌ دستيابى‌ به‌ نتايج‌ مورد نظر توضيحات‌ بيشترى‌ ارايه‌ نکنيم. (البته من که همه چیز را گفت)همين‌ قدر بدانيد که‌ ما به‌ طور جدى‌ موضوع‌ را دنبال‌ خواهيم‌ کرد و تا زمانى‌ که‌ حق‌ خودمان‌ را نگيريم‌ ساکت‌ نخواهيم‌ نشست. وى‌ در خاتمه‌ تصريح‌ کرد: عده‌اى‌ گمان‌ مى‌کنند اين‌ خوانندگان‌ توسط‌ فيفا انتخاب‌ شده‌اند در حالى‌ که‌ اصلاً‌ چنين‌ چيزى‌ صحت‌ ندارد. هيأت‌ برگزارى‌ جام‌جهانى‌ کميته‌اى‌ فرهنگى‌  هنرى‌ دارد که‌ وظيفه‌ هماهنگ‌ کردن‌ فعاليت‌هاى‌ هنرى‌ و سرگرمى‌ جام‌جهانى‌ را برعهده‌ دارد.بر همين‌ اساس‌ کميته‌ مذکور چنين‌ انتخابى‌ صورت‌ داده‌ که‌ البته‌ از نظر ما کاملاً‌ مردود و بى‌ارزش‌ است.لینک اهنگ ارش دوچرخه سوارو الی گاتوری در زیر امده است.

http://www.4shared.com/file/838610/20de580d/Arash_va_DJ_Aligator_-_Teame_Melli_Iran.html

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 20:0  توسط محسن  | 

جلسه خواستگاری

مادر داماد : ببخشين ، كبريت دارين؟ خانواده عروس : كبريت ؟! كبريت براي چي!؟مادر داماد : والا پسرم مي خواست سيگار بكشه. خانواده عروس : پس داماد سيگاريه....!؟مادر داماد : سيگاري كه نه.. والا مشروب خورده ، بعد از مشروب سيگار مي چسبه. خانواده عروس : پس الكلي هم هست..!؟
مادر داماد : الكلي كه نه... والا قمار بازي كرده و باخته ! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره. خانواده عروس : پس قمارم بازي مي كنه...!؟...مادر داماد : آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن. خانواده عروس : پس زندانم بوده...!؟ ...مادر داماد : زندان كه نه... والا معتاد بوده ، گرفتنش يه كمي بازداشتش كردن. خانواده عروس : پس معتادم بوده...!؟ مادر داماد : آره معتاد بود ، بعد زنش لوش داد. خانواده عروس : زنش !!!؟؟؟
نتيجه اخلاقي : هميشه موقع خواستگاري رفتن كبريت همراهتون داشته باشين.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 19:58  توسط محسن  | 

مخ زدن

چگونه مخ طرفو بزنیم ؟

 الان می خوام چگونگی مُخ زدن را به شما آموزش بدم اخه به من هم میگن محسن هم میگن مخزن.راهش را به شما میگم تا شما زودتر به دختری که دل بسته اید برسید. البته مُخ زدن راههای فراوان و پُر پیچ و خمی دارد که بنده در این زمینه کتابی در دست چاپ دارم. من یکی از این راهها که بارها تست شده است ولی هیچ وقت جواب نداده را به شما آموزش می دهم. این روشی که به شما یاد می دهم از 3 مرحله تشکیل شده است.

مرحله اول

شما باید سر راه سوژه سبز شوید و از علاقه ای که به او دارید سخن بگویید. مثلا بگویید : من خیلی از شما خوشم اومده ، اگر میشه شما هم در مورد من فکر کنید ، من منتظر جوابتون می مونم.

                                                   

مرحله دوم

فردا در همان مکان قبلی منتظرش بمانید.

اگر رویت نشد

او با عدم حضورش سعی دارد به شما بگوید : ازت متنفرم. در اینجا یک حالت دیگر هم ممکن است پیش بیاد. ممکنه او رویت بشود اما راهش را کج کند. اگر اینها و امثال اینها پیش آمد او را فراموش کنید و از خواندن بقیه آموزش صرف نظر کنید.

اگر رویت شد

امیدوار باشید! چون او با این حضورش می خواهد بگوید به شما علاقه دارد. اما منتظر جوابی که بی صبرانه در انتظارش هستید نباشید. او مطمئنا سکوت می کند(چون دختر مورد نظر شما روز قبل به این ها فکر می کرده است... اگر فردا بهش جواب مثبت بدم و بگم دوسش دارم پر رو میشه... بهتره فردا زیاد تحویلش نگیرم تا دوباره از من بخواد که در موردش فکر کنم... ) وقتی شما با این وضع روبرو شدید مکان را ظاهرا به حالت قهر ترک کنید. برای حُسن ختام این مرحله به او بگویید : نگفتی نه... اما رفتارت نشون میده که جوابت منفیه!

مرحله سوم

در این مرحله شما باید خودتان را نشان دهید. در واقع باید خودتان را نشان ندهید. شما باید چند روزی خودتان را از او پنهان کنید چون با این کار او به اشتباه خود پی می برد. او آرزو می کند دوباره شما را ببیند و شما دوباره از او درخواست دوستی کنید و او این بار به شما جواب مثبت می دهد. اگر از این روش نتیجه نگرفتید می توانید کتاب را که تا چندی دیگر به چاپ می رسد خریداری کنید. البته فکر نمی کنم به دردتون بخورد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 19:56  توسط محسن  | 

love

آیا تا به حال فکر کردین کلمه love یعنی چی خب معلومه

 

                                                     bodan Layegh dost dashtan: L

                                    behtar  Omidvar bodan be ayande:O

V: Vafadar bodan be eshgh

                                 Enerjie hastei hagh mosalame mast E:

ولی جدا بند آخر حق همست بخصوص ما فیزیک هسته ای ها بس از حقمون نگذریم.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 14:45  توسط محسن  | 

شخصیت زن از نظر بروبچ شیمی

نام عنصر: زن

وزن اتمي : ۶/۵۳كيلوگرم در حالت استاندارد-اما داراي انواعي از ۴۰ تا ۲۰۰ كيلوگرم.

خواص فيزيكي

۱- شكل ظاهري: سطح آن معمولا با لايهاي از مواد رنگي پوشيده شده است.(کرم)
۲- نقطه جوش وانجماد: بي دليل و ناگهاني جوش مي آورد؛بي دليل و ناگهاني منجمد مي شود.
۳-مزه: در صورت كاربرد نادرست به شدت تلخ است.
۴- تغيير پذيري: بي نهايت
۵- ضربه پذيري: صفر
خواص شيميايي

۱- ميل تركيبي شديدي نسبت به طلا-نقره و مجموعه اي از سنگهاي قيمتي دارد.
۲- مقادير زيادي از مواد گران بها را جذب مي كند.
۳- ممكن است بي دليل و ناگهاني منفجر شود.
۴- بيشترين ميزان اكسيد كنندگي پول را دارد.
كاربردهاي معمول

۱- در شرايط عادي خنثي است.

۲- در برخي موارد زينت است.(به مقدار خیلی کم)

                                                                                                   (انجمن شیمیدانهای رنج کشیده)                  

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 14:29  توسط محسن  | 

بی توجهی

پسر اومد جلو ،انگار می خواست یه چیزی بگه ولی دختر بی اعتنا بود و اصلا" بهش نگاه نمی کرد.پسر مردد بود. کمی جلوتر اومد.حالا داشت با حسرت تمام به دختر نگاه می کرد. دختر فهمیده بود که یه خبراییه. یه  خورده خودش رو جمع و جور کرد.اخمی به صورت انداخت.ولی پسر پرروتر از این حرف ها بود.با این اخم و تخم ها از رو نمی رفت.دختر دیگه داشت عصبانی میشد.پسر دلشو زد به دریا، اومد جلو تر و گفت:می زاری منم با اسباب بازی هات بازی کنم؟!!!.آخه من اسباب بازی هام رو تو مهدمون جا گذاشتم.!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 14:15  توسط محسن  | 

داستان قشنگ

 ايميلی بامزه از دوستم به دستم رسيد که نوشته بود....... اول ایمیل نوشته شده را نقل می‌کنم بعد تکلمه‌ای در انتها می‌آورم! قرض و مرض از نقل اين داستانک نشاندن لبخندی در اين روزهای ابتدایی اين سال جدید بر لبان شماست و بس. یك زوج در اوايل 60 سالگی، در يك رستوران كوچيك رمانتيك سی و پنجمين سال‌گرد ازدواج‌شان را جشن گرفته بودن . ناگهان پری كوچولوی قشنگی سر ميزشون ظاهر شد و گفت: "چون شما زوجی مثال زدنی هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين، هر كدومتون می‌تونين یک ارزو  بکنین!"

خانم گفت: "اووووووووووووووووه ! من می‌خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم."
پری چوب جادووييش رو تكون داد و " اجی مجی لا ترجی" وآقا92ساله شد! پيام اخلاقی اين داستان: مردها شايد موجودات ناسپاسی باشند، ولی پری‌ها... مونث هستند! و اما یک نکته ریز بینانه: اين پری نازنازی از آن مونث‌های اولترافمنيست( فمنيسم به معناي برتري دادن زنان از مردان بدون در نظر گرفتن جايگاه اجتماعي و موقعيت انساني زنان هست)  تشريف داشتند که بيش از اين که طرف‌دار حقوق زنان باشند دشمن مردان هستند! و معمولا اين دشمنی به زيان خود خانم‌ها تمام می‌شود. مثلا تصور کنيد اين خانم حالا بايد در سفر دور دنيا آخ و تف مردی نود و دو ساله را جمع کند! اما اگر اين پری فمنيست درست حسابی بود می‌توانست به جای آن کار خصمانه روش دوستانه‌تری را پيش بگيرد و آن خانم را 30 سال جوان کند! حالا خانم و آقا هر دو به آرزوشون رسيده بودند و خانم می‌توانست سفری بسيار جالب آن‌قدر جالب که تا پايان عمر حسرت‌اش بر دل آقای ناسپاس بماند تدارک ببيند و البته بعد از اين سفر به دور دنيا این خانم جوان به ان اقای نا سپاس می گفت: "عزيزم! اختلاف سنيمون زياده و من چاره‌ای ندارم که ترکت کنم! برو يه احمق ديگه گير بيار که حاضر باشه با مردی که سی سال از خودش بزرگ‌تره زنده‌گی کنه!"دو تا بليط برای خطوط مسافربری جديد و شيك
QM2دردست بانوی وفادار و قدرشناس ظاهرشد. حالانوبت آقابود،چندلحظه فكركرد و گفت: "خب، اين خيلي رمانتيكه ولی چنين موقعيتی فقط يك بار در زندگی آدم اتفاق می‌افته، بنابراين، خيلي متاسفم عزيزم! آرزوی من اينه كه همسری 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم."  خانم و پری واقعا نااميد شده بودن ولی آرزو، آرزوه ديگه و قرار نيست پری‌ها زير حرف‌شون بزنند حتا اگر با موجودی ناسپاس روبه‌رو باشند. پس پری چوبجادويی‌اشراچرخاندو... "اجیمجیلاترجی"

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 14:13  توسط محسن  | 

طنز

یک بار یه دختری میره مغازه لوازم تحریری میگه ببخشید آقا کارت پستالی می خوام که روش نوشته باشه : فقط برای تو !!! فروشنده میگه دارم. دختره میگه پس لطفا 20 تاشو بده!

هموطن با اینکه جنگ تمام شده است اما به همت مديران و مسئولين شهيدپرور در باغ شهادت هنوز باز است! هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران.

 

شهادت جان‌سوز و جان‌گداز و جان‌کاه؛ جان اف کندی، جان تراولتا، جان وین، جان علی، جان نثار، جان مریم چشماتو وا کن سری بالا کن... را به همه‌ی جان‌داران جان عزيز تسليت عرض می‌کنيم. هيئت جانيان مقيم پايتخت.

تو گزينش می‌پرسند: کدوم امام است که شلوار آبی می‌پوشيد، بلوز زرد و شال گردن قرمز؟ گزينش دهنده می گه: والا اینایی که می‌گی به امام جواد می‌خوره.

 

پلیس راه مناطق کوهستانی و برف‌‌گير اعلام کرد: ماشین‌هایی که زنجیر ندارند سینه بزنند.

 

فرا رسیدن ماه مبارک را بر شما فجرآفرینان در بهار 57 جای شهدا بزودی اعلام می شود.(ستاد بحران تداخل محرم و دهه فجر)


خبرگزاری ایسنا: شیرینی دانمارکی از این به بعد به شیرینی گل محمدی تغییر نام داد.

 

عکس همسرتون را همیشه همراه داشته باشید و با هر مشکل بزرگی که برایتان پیش آمد به آن نگاه کنید تا بدانید مشکل بزرگتری هم هست.


عروس و داماد شب اول به چی فکر می‌کنن؟ 1٪ به همديگر 2٪ به بچه 3٪ به دوستای قديم و 95٪ به اين که چه جوری نشون بدن اولين بارشونه.

 

آرزو می‌کنم بتوانی ته دل مردم را ببينی و صدای دل‌شان را بشنوی و به دل‌شان آرامش بدهی درست مثل سنگ توالت!


به یه ترکه می گند خر عاقل تره یا گاو می گه:خوب معلومه گاو میگن چرا ؟میگه چون گاو وقتی می خواد از خیابون رد بشه این ور و اون ور را یک نگاهی میکنه ولی خر مثل گاو سرش را میندازه بایین و میره.

 

هشدار به مجردها: تا اطلاع ثانوی به دليل شيوع آنفولانزای مرغی قاطی مرغا نشيد.

قزوینی را سر چهارراه با یه گونی شرت میگیرن . بهش میگن اینا چیه میگه : دفترچه خاطراتمه.

turke asho lash goshe bimarestan oftade bode azash miporsan chi shod ke intori shodi mige: to khiyabon dashtam ba motor miraftam ye tereyli ham dasht miraft to nago dashte miyomade


Midonid shabahat lor va khorshid chiye؟؟Hardo az posht kuh dar omadan

 

ye ruz be rashtie migan ruz peder keye? mige:vala in ruz jozve ruzaie yomol shake

 

Ye turke zang mizane felestin mibine eshghale

 

Ye rouz ye turke mireh mashad ziarat miqeh ey imam ali ghourboneh sareh bouridat zutar

zohour kon ke ma majbour nashim inhameh biayim ghom

                                                                                                                                               .

Az ye turke navare maghzi migiran,bad mibinan 20 daghigheye avalesh khaliye

 

Torke korset mibine mige:elahi bemiram kolahe lale o ladane ha

 

Ye ruz ye lore mire jazire adam kharah. adam khara mirizan saresh ke onu bokhuran. bar migarde mige. eyy ba'ba vaghty be ma residin ma shudim adam

 

Ye torke ye mikh mire tu pash. kholase bad az ye saat var raftan be pash nemituone uno dar

biare hamun ja tu pash kajesh mikone

 

Torke miofteh tu jub vase in ke zaye nashe seda ghuti darmiare!

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 13:13  توسط محسن  | 

سیر تکامل دختران در دانشگاه

البته یک تعداد خیلی کمی بر عکس هستند

البته استثنا " بر عکسش هم وجود داره مثل خانم(بهم--)

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 11:36  توسط محسن  | 

ْطرز تهیه عنصر زن

 براي تهيه اين عنصر كافي است مقداري اكسيد اسكناس و نيترات پژو دويست و شش را در سولفات ويلا مخلوط كرده و دو كاخ طلاي 22 عيار به عنوان مهريه و كمي كلريد خواهش  به عنوان شيربها اضافه شود! پس از تركيب اين مواد ، گاز عشوه و سولفور ناز متصاعد مي شود و بعد از ميعان به صورت عشق ، زن در خانه رسوب مي كند! بعضي از دانشمندان و متفكران معتقدند چنانچه مقداري از عصاره ء چرب زباني به عنوان كاتاليزور استفاده شود بهتر مي شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 11:33  توسط محسن  | 

سوره ادم

*و همانا گاو را آفريديم تا انسان هيچ وقت احساس نكند خيلي نفهم است.

*و الاغ را آفريديم تا خوشحال باشد كه از انسان خرتر هم هست.

*و موش را تا فكر نكند خيلي ترسوست.

*و ميمون را تا هيچ وقت احساس نكند فقط اوست كه بي‌دليل مي‌خندد..

*و همانا انسان را آفريديم و به او عقل داديم و دستور داديم برود آدم شود.

*و دو هزار سال فكر كرد و آدم نشد.

*و فرشتگان گزارش دادند كه از گاو نفهم‌تر، از الاغ خرتر و از موش ترسوتر است.

*و بعد ازآن همه ميمونها مطمئن شدند كه بي‌دليل نمي‌خندند.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 11:1  توسط محسن  | 

مادر

يک پسر کوچک از مادرش پرسيد: چرا گريه مي کني؟ مادرش گفت: چون من زن هستم. پسر بچه گفت: من نمي‌فهمم. مادر گفت: تو هيچ‌گاه نخواهي فهميد. بعدها پسر کوچک از پدرش پرسيد که چرا مادر بي‌دليل گريه مي کند؟ پدرش تنها توانست به او بگويد: تمام زنان براي «هيچ چيز»گريه ميکنند. پسر کوچک بزرگ شد و به يک مرد تبديل شد ولي هنوز نمي‌دانست که چرا زنها بي‌دليل گريه مي کنند.بالاخره سوالش را براي خدا مطرح کرد و مطمئن بود که خدا جواب را مي داند. او از خدا  پرسيد: خدايا،چرا زنان به آساني گريه ميکنند؟

 خدا گفت: زماني که زن را خلق کردم ميخواستم او موجود به خصوصي باشد بنابراين شانه‌هاي او را آنقدر قوي آفريدم تا بار تمام دنيا را به دوش بکشد. و همچنين شانه‌هايش آن قدر نرم باشد که به بقيه آرامش بدهد و من به او توانايي دادم که در جايي که همه از جلورفتن نااميد شده‌اند او تسليم نشود و همچنان پيش برود. به او توانايي نگهداري از خانواده‌اش  را دادم حتي زماني که مريض يا پير شده است بدون اين که شکايتي بکند. به او عشقي داده‌ام که در هر شرايطي بچه‌هايش راعاشقانه دوست داشته باشد حتی اگرانها به او اسیبی برسانند . به او توانايي دادم که شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصيرات او بگذرد و هميشه تلاش کند تا جايي در قلب شوهرش داشته باشد. به او اين شعور را دادم که درک کند يک شوهر خوب هرگز به همسرش آسيب نمي‌رساند اما گاهي اوقات توانايي همسرش را آزمايش ميکند و به او اين توانايي را دادم که تمامي اين مشکلات را حل کرده و با وفاداري کامل در کنار شوهرش باقي بماند. و در آخر به او اشکهايي دادم که بريزد. اين اشکها فقط مال اوست و تنها براي استفاده اوست در هر زماني که به آنها نياز داشته باشد. او به هيچ دليلي نياز ندارد تا توضيح دهد چرا اشک مي ريزد. خدا گفت: مي‌بيني پسرم، زيبايي يک زن در لباسهايي که مي‌پوشد نيست. در ظاهر او نيست و در شيوه آرايش موهايش نيست و بلکه زيبايي يک زن در چشمهايش نهفته است. زيرا چشمهاي او دريچه روح اوست و قلب او جايي است که عشق او به ديگران در آن قرار دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 10:45  توسط محسن  | 

سهراب دانشجو

اهل دانشگاهم     روزگارم خوش نيست      ژتوني دارم     خرده عقلی     سر سوزن شوقي     اهل دانشگاهم   پيشه ام گپ زدن است    گاه گاهي مي نويسم تكليف      مي سپارم به شما    تا به يك نمره ناقابل بيست   كه در آن زندانيست     دلتان زنده شود چه خيالي چه خيالي ميدانم     گپ زدن بيهوده است     خوب ميدانم دانشم بيهوده است   اوستاد از من پرسيد    چقدر نمره ز من مي خواهي    من از او پرسيدم دل خوش سيري چند    اهل دانشگاهم     قبله ام آموزش   جانمازم جزوه     مشق از پنجره ها ميگيرم    همه ذرات وجودم متبلور شده است   درسهايم را وقتي مي خوانم    كه خروس مي كشد خميازه     مرغ و ماهي خواب است     خوب يادم هست    مدرسه باغ آزادي بود     درس بي كرنش مي خوانديم     نمره بي خواهش مي آورديم    تا معلم پارازيت مي انداخت  همه غش مي كرديم  كلاس چقدر زيبا بود   معلم چقدر حوصله داشت   درس خواندن آنروز   مثل يك بازي بود   كم كمك دور شدم از آنجا   بار خود را بستم     عاقبت رفتم در دانشگاه    به محيط خشن آموزش     و به دانشكده علوم سرايت كردم    رفتم از پله فیزیک بالا     چيزها ديدم در دانشگاه   من گدايي ديدم در آخر ترم   در به در مي گشت   يك نمره قبولي مي خواست   من كسي را ديدم    از ديدن يك نمره ده   دم دانشگاه پشتك مي زد    همه جا پيدا بود     همه جا را ديدمبارش اشك   از نمره تك   جنگ آموزش با دانشجو   حذف واضافه به فرماندهي كامپيوتر    فتح يك ترم به دست ترميم    قتل يك لبخند    در آخر ترم همه را من ديدم    من در اين دانشگاه در به در و ويرانم   من به يك نمره نا قابل ده خشنودم    من به ليسانس قناعت دارم   من نمي خندم اگر دوست من مي افتد   من نمي خندم اگر نرخ ژتون را دو برابر بكنند   و نمي خندم اگر موي سرم مي ريزد   من در اين دانشگاه در سراشيب كسالت هستم  خوب مي دانم استاد كي كوئيز مي گيرد   برگه حذف كجاست    سايت و رايانه آن مال من است   تريا،نقليه و دانشكده از آن من است   ما بدانيم اگر سلف نباشد    همگي مي ميريم   و اگر حذف نباشد    همگي مشروطيم   نپرسيم كه در قيمه چرا گوشت نبود   كار ما نيست شناسايي مسئول غذا    كار ما نيست    شناسايي بي نظمي ها 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 5:25  توسط محسن  | 

تشکر

بنده تشکرات خود را از جمعیت مفلوک و خنجر به پهلوی دانشجو اعلام میدارم واز اینکه غذای بسیار لذیذ سلف را بدون اینکه استفاده کنند، با محبت فراوان به من و توله های من و بچه های ننه مرده ی دوستم می دهند،سپاس گزارم.!!!

با تشکر، سگ سیاهه و گربه ی دانشگاه(همون سیاه سفیده دم سلف).!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 0:28  توسط محسن  | 

در خواست کمک

با توجه به اینکه چند ماهی است  لنگه دمپایی های اتاق ما رادزدیدند و الان ما با پای برهنه در راهروها راه میرویم( حتی در داخل سرویسهای بهداشتی )از کلیه دانشجویان عزیز تقاضا داریم با توجه به نزدیکی این ایام به جشن نیکوکاری به ما دانشجیان کمک کنید. حتی شما که انها را دزدیدید با برگرداندن انها در حق ما لطف می کنید. البته خواهشمندیم برای کمک به ما دمپایی های استخررا کف نرید. در ضمن به سه نفر از کسانی که در این راه ما را یاری برسانند به قید قرعه یکی یدونه ژیان اخرین سیستم از اون هایی که تلویزیون تبلیغ میکنه(اون قرمزه) تعلق میگیره. البته هزینه خرید این ماشینها را با وامهای 54 میلیونی که از دانشگاه گرفتیم پرداخت کردیم

 خوابگاه برادران،بلوک 1،اتاق 210

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 0:27  توسط محسن  | 

وصیت نامه محسن خان

 اینجانب محسن خان علاف الدوله،دانشجوی رشته ی خیابان گزکنی متولد سال هزار و سیصد و درشکه در روستای اسفه در سن دویست و خورده ای در نهایت

صحت و سلامت عقلی و هوشیاری کامل در بیکان مدل 4۱ بابام نشستم و وصیت میکنم:

قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا 50 سانت به خدا نزدیک تر باشم

2.عبور هر گونه کابل برق،تلفن،لوله آب یا گازاز داخل گور اینجانب اکیدا" ممنوع میباشد.

3.در مجلس ختم من گاز اشک آور پخش کنید تا مردم به گریه بیفتند.

4.بدهکاریم را به این اصغردزده بدید و یک جعبه گزم براش بخرید بنده خدا بد جوری تو کف گز اصفهانه

 5.تختم را بدید به حسین که دیگه رو زمین نخوابه

 6.چون تمام آرزو هایم را به گور می برم سعی کنید قبر مرا بزرگ حفر کنید تا برای جسدم هم جا باشد

7.کارت دانشجویی ام را لای کفنم بگذارید،شاید آنجا هم حراست داشته باشد

۸.جزوه هایم را به سبزی فروشی بدهید،شاید دعای خیری کند که سبب آرامش روحی ام شود

۹.غذایی را که رزرو کرده ام در مراسم هفتم به دیگران بدهید تا فاتحه بخوانند

۱۰.از همه مهم ترعاشق نشوید که بد بخت میشید

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 23:33  توسط محسن  |