یکی می دونه دو ستش داری یکی هم نمی دونه...بیچاره اونی که فکر می کنه دوستش داری ولی دوستش نداری
بدترین شکل دلتنگی برای کسی اینه که در کنار او باشی و بدانی هرگز به اون نمی رسی
بدترين درد اين نيست كه عشقت بميره بدترين درد اين نيست كه عشقت بهت نارو بزنه بدترین درد اين نيست كه به اوني كه دوستش داری نرسی بدترین درد اینه که یکی را دوست داشته باشی و اون ندونه
تو ممکنه تو تمام دنیا یک نفر باشی ولی برای من یک دنیایی برای همین ولت نمی کنم
عشق يعني فوتبال... اگه يه نفر وارد عشق دو نفر بشه، آفسايد ميشه. اگه يه نفر به ديگري توهين كنه، خطا ميشه، كارت زرد ميگيره! اگه يه نفر به ديگري خيانت كنه، كارت قرمز ميگيره، بايد از بازي بره بيرون!!! دو نيمه هم داره: يك نيمه پسره، يك نيمه دختره
عشق نه می بخشد و نه می گیرد بلکه عشق یک اشتراک است
دَه شاخه گل برات میفرستم،نُه تا طبیعی و یه دونه مصنوعی. یک کارت بهش می زنم که روش نوشتم : تا وقتی آخرین گل پژمرده بشه دوست دارم
عشق این است...
عشق پرده ای زرین است که از ان می توان به برهوت زندگی نگریست و دریچه ای رو به خوشبختی دید. عشق عینکی است که از و رای ان زندگی زیبا ست و معشوق زیبا ترین عشق رویایی است شیرین که بین عاشق و معشوق دیده می شود. اری عشق دریایی است که غریق در ان به زندگی دست می یابدودران جز پری ماهی زندگی نمی کند
نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم... چون دنيا يه روز تموم ميشه... نميخوام بگم که مثل گلي... چون گل هم يه روز پژمرده ميشه... نميخوام بگم که سياهي چشمات مثل شبهاي پر ستاره س... چون شب هم بالاخره تموم ميشه... نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالي... چون اب که هميشه پاک نمي مونه... نميخوام بگم که دوستت دارم... چون منکه اصلا دوستت ندارم... بلکه من عاشقتم...
دلی که سنگیست چه داندکه درستی کدام است همدردی را نخوانده وفا را ندانسته
و می کند افتخار بر سنگی بودن خود.
دوستی از عشق برسید فرق من و تو چیست؟عشق گفت: دوستی با سلام اغاز می شوداما عشق با نگاه ودوستی با دروغ به بایان می رسد و عشق با مرگ.
عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست.... عشق انستکه یکی برای دیگری چتری شود و او هیچ وقت نداند که چرا خیس نشد ......
حتی اگر قلبم شکسته شود وزیر نگاه سنگین تو له شود.....
مطمعن باش تکه تکه های ان را با چسب امید به هم وصل کرده تو را در ان برای همیشه حفظ خواهم کرد.
اری...گاهی اوقات عاشق می شویم و طوری عشق می ورزیم که گو یا معشوق پاره ای از تنمان شده و هر لحظه او را به خود نزدیکتر می بینیم به طوری که همه ی اینده خود را در وجود او خلاصه کردیم و حتی گا هی اوقات زندگی بدون او را بد تر از جهنم می بینیم و گاهی او قات دلمان برایش تنگ می شود که می خواهیم او را از رویا هایمان بیرون کشیده و در دنیای واقعی در اغوش بگیریم.
20باردیدمت19 بار خندیدم18 بار بهم اخم کردی،17 بار از دستم خسته شدی،16 بار دیگه جون کندم و 15 تا جمله عاشقونه رو 14 باربه 13 زبونو12 لهجه تو 11 روز و روزی 10 باربه کمک 9 نفر گفتم،اما تو8 بار قهر کردی،7 باررو برگردوندی،6 بار برات مردم ،5 بار قربونت رفتم،4 بار نازتو کشیدم 3 بار ناز کردی،2 بار خندیدی و جونم رو به لبم رسوندی تا 1 بار بگی دوستت دارم
ای دخترتو با این ژست زیبا عجب جا کرده ای اندر دل ما
فریبایی چو گلهای شقایق نبینم غمت را که می کنم دق
چنان خنده های زیبایت می برد دل که انسان زندگی را می کند ول
کمان ابروی من کردی شکارم زهرسوبسته ای راه فرارم
فرو کردی به قلبم تیر مژگان که چیکه چیکه خون می ریزد از ان
نگاهت می برد عقل ودل وهوش به بشتت شیر غران می شود موش
نه تنها حسن تو در چشم و ابروست تمام هیکلت یکدست نیکوست
چون خوش در قلب این یار چبیدی گرفتی تخت انجا ارمیدی
همان جا باش من حرفی ندارم